رهارها، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

دنیای رها

رها و بیمارستان 2

سلام امروز صبح رفتم بیمارستان ( اخه مامان رها و مامان کیمیا با هم بیمارستان می مو نند)دیدم خدا رو شکر زخم های رها کوچولو خشک شده ولی دکتر گفت دختر ما باید تا خشک شدن کامل زخم و جواب باقی ازمایشات بمونه تا خوب خوب بشه 
17 مرداد 1390

رها و بیمارستان 1

سلام گرچه رها جون ما اصلا زردی نداشت و دچار یه نوع میکرب پوستی شد (که به گفته دکتر از بیمارستان محل زایمان منتقل شده.) همون شب بستری از رگهای کوچولوش تو ٤ تعا سرنگ با گریههای رها و مامانش خون گرفتند تا با هشیاری کامل مداوا رو شروع کنند.بعد از جواب خدا رو شکر بدن رها جون عفونت نداشت و فقط سطحی بود ولی دکتر گفت که باید از خون و نوع زخمش نمونه بگیره و تو میط کشت بزاره و چون  جواب گشت خون ٣ روز طول می کشه رها جون هم باید بمونه و با سرم انتی بیوتیک بگیره.
16 مرداد 1390

رها و بیمارستان

سلام رها خانوم ما تو روز هشتم زندگیش زمانی که واسه همه روز به روز شیرین تر می شد زیر  چونه و بالای گردنش یه جوش خیلی کوچولو ظاهر شد من و مامانش هم گفتیم به خاطر گرماست ولی فردا دیدیم اطراف جوش قرمز شده و داره عین یه جوش صورت عفونی میشه بنابر این رها جون رو بردیم دکتر و دکتر گفت که چند جای دیگر بدنش هم هست و رها جون ما باید بستری بشه و انتی بیوتیک مصرف  کنه چون احتمال می داد سپسیس یا عفونت باشه وما هم سریع به بیمارستان رفتیم و رها جون رو بستری کردیم.  
15 مرداد 1390

اولین دکتر رفتن

سلام امروز رها خانوم ما روبرای اولین بار به دکتر بردیم همون دکتری که بابایی تو بچگی هاش می رفت دکتر رنجکش یکی از دکتر های خوب منطقه هست.من و بابایی با ورود به اتاق دکتر یکسره سوال پرسیدیم دکتر هم همه رو با حوصله جواب داد و گفت که رها خانوم ما کاملا سالمه و به بابایی هم گوش زد کرد که دختر نعمت هر خونه است .( اخه بابایی پسر دوست داشت)
8 مرداد 1390

اولین حمام

سلام امروز اولین حمام روتوی دنیای جدیدتوانجام دادی .رفتارت شبیه به بچگی های منه اصلا گریه نکردی دیشب همه می گفتند باید تا صبح بیدار باشم ولی تو عین یه اهو خواب خواب بودی.عسلم به دنیای دوز و کلک خوش اومدی.   یان عکس رهاجون بعد از حمام ...
7 مرداد 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دنیای رها می باشد