رهارها، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

دنیای رها

اولین سک سک

سلام امشب رها خانوم ما اولین سک سک زندگی خودش رو از عمو میلاد دوست ببابایی گرفت اخه ما امشب موقع برگشتن از خونه دایی محمد اینا جلو سوپر عمو میلاد واستادیم و چون بابایی با رها خانوم رفت تو مغازه عمو میلاد هم یه سک سک بهش داد من و بابایی هم بدون اجازه اونو باز کردیم و از محتویات داخلش عکس گرفتیم و دوباره بستیم تا رها جونما به وقت خودش اونو باز کنه و حتی سی دس های داخلش رو هم خودش بفهمه که چه کارتونیه. ...
31 شهريور 1390

رها جون چهل روزه شد

سلام   امروز  رها خانوم ما چهل روزه شده و مامانی و خاله بنفشه رها خانوم ما رو حموم کردند و به قول خودشون دختمل ما رو غسل دادن.بعضی از مردم چهل روز اول زندگی هر کسی رو مهم می دونند و به عقایدی هم کهتو این چهل روز دارند حساس هستند ما هم به اجبار اونا رو قبول می کنیم و بهشو ن احترام میگذاریم.
14 شهريور 1390

بابای بی مسئولیت و روز تولد مامان

سلام اول از همه من یعنی بابای رها از مامان بهناز معذرت می خوام اخه امروز روز تولد  مامان بهناز بود و بابایی بد هم اصلا یادش نبود و الان هم که دارم این پست رو می نویسم از ته دل ناراحت هستم و بعد از معذرت خواهی دوباره این روز  رو به بهناز جون تبریک می گم و امید وارم تا موهاش مثل دندوناش سفید بشه کنار من باشه. ...
12 شهريور 1390

جشن رفتن رها جون واسه عروسی پسر خاله

سلام امشب ما رها جون رو واسه بار اول به یه مجلس پر سر و صدا که به مناسبت ازدواج پسر خاله محسن و مهسا گرفتن می بریم رها خانوم ما تا ساعت ٨ هم خوب خورده و هم خوب خوابیده و الان قراره که شاخ و شمشاد بره عرو سی . من و مامانی و  رها جون که هنوز لب باز نکرده واسه محسن  و مهسا ارزوی خوشبختی می کنیم و امیدواریم که به پای هم پیر و شاد بشوند.
11 شهريور 1390

مهمانی خونه عزیزو مامان بد

سلام امروز من و مامانی و رها خانوم برای اولین بار به خونه عزیز (مادر بزرگ مادری) رفتیم و رها خانوم به خاطر زیاد بودن پشه و حشرات دیگه مجبور بود کل روز رو تو پشه بند بخوابه و ام مهم تر از همه تو این روز این بود که بیچاره مامان رها واسه نهار یه قاشق خورشت سیر قلیه (خورشت محلی که مواد اصلیش برگ سیره) خورد و رها خانوم ما هم بعد از خوردن شیر مامانی نفخ معده و درد شکمش واسه اولین بار تو این ٣٧ روز شروع شد. و ما هم تا چند ساعت قبل دادن دارو به رها خانوم صدای گریه هاشو شنیدیم (بیچاره مامانی خیلی گریه کرد اخه تا به حال اینقدر گریه نکرده بودی و مامانی قوا داد که حواسشو بیشتر جم کنه )
9 شهريور 1390

خرافات و راز و رمزهای تخم کبوتر

سلام م من چون خودم ادمی کاملا مخالف با خرافات هستم و دیشب که خونه خاله رها بودم در باره تخم کبوتر صحبت هایی شد من هم بخاطر اینکه دوستان رو از خرافات باطل کنم  این پست رو از یه سایت معتبر گذاشم. يكي از مهمترين سوالاتي كه تازه پدر و مادرها ميپرسند اين است: «كودك من كي صحبت ميكند؟ » يا «چرا كودك من صحبت نمي كند؟ » اين نگراني ها اغلب بي مورد است و كودكان خيلي زود ابتدا با كلمات صحبت كرده و سپس جملات را به زبان مي آورند. اما... چه زماني كودك بايد صحبت كند؟ هيچ سن و سال مشخصي براي رشد مهارتهاي بياني كودك وجود ندارد. بعضي از كودكان بين سنين 12 – 10 ماهگي تك كلمات را به زبان مي آورند و به تدريج جملات كامل ر...
9 شهريور 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دنیای رها می باشد