رها و ارامش
سلام
امروز می خوام از دختر خوبم تعریف کنم اخه من یعنی بابای رها هر وقت که بچه می دیدم به فکر بی خوابی هایی که باید تا صبح کشید و گریه هایی که ادم رو کلافه می کرد می افتادم و خوشبختانه رها جون بابا از روز اول تا الان باباش رو که بیدار نکرده ولی مامانش باید تا صبح 4 یا 5 بار پاشه و به شکموی ما شیر بده. خدا کنه همه بچه ها از نظر ساکت بودن به رها جون برند( به قول فامیل ما میدونیم تا اخر یاسر بچه رو چشم می زنه و اونم نق نقو میشه)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رها و ارامش
