پدران فراموش شده 2
پدران موفق ، سعی می کنند در طول روز، ساعاتی را با فرزندشان خلوت کنند و در مورد اتفاقات ، علایق ، دوستان مدرسه ، یا هر موضوع دیگر صحبت کنند . شاید این فرصت به ندرت و یا در مدت زمان کمی پیش بیاید، یا تنها وقتی باشد كه پدران ، فرزندان خود را به كلاس میبرند. به هر حال گفتگوی دونفره با فرزند ، در هر سنی بسیار با ارزش است. فرزندان از این طریق ، روش زندگی را از شما یاد می گیرند و طریق زندگی خود را هموار می سازند ؛ که اگر از شما نیاموزند ، مجبورند از مجری پرزرق و برق شبکه های ماهواره ای بیاموزند یا از دوستانی که مورد رضایت شما نیستند .
*
پدر گرامی ! هر زمان در كنار خانوادهتان هستید، بارها و بارها فرصت دارید كه با فرزندتان ارتباط برقرار كنید یا از آنها فاصله بگیرید و در اینجا شمایید كه به عنوان یک پدر انتخابكننده هستید. صبح های جمعه با هم به کوه بروید! هردو با هم اسمتان را کلاس فوتبال یا شنا بنویسید ! از با هم بودنتان لذت ببرید !
* این را قبول داریم که زندگی این روزها ، آنقدر سخت است که پدران مجبورند بیشتر وقت خود را صرف کار در بیرون از منزل نمایند و جسم خسته و کوفته شان را پس از ده یازده ساعت کار به منزل رسانند و شامی بخورند و تلویزینی ببینند و بخوابند . این است برنامه ی هر روزه ی اغلی خانواده های ما . و چه تاسف بار است ! و چه سخت که باید پذیرفت که غیر از این محال است !
با تمام اینها ، چه حقیقی چه توجیهی ، نمی توان آینده ی فرزندان و چگونگی شکل گیری شخصیت شان را مورد بی توجهی قرار داد .
یک پدر نمونه ، میان زندگی شغلی و زندگی خانوادگی خود تعادل ایجاد می کند و هیچ کدام را فدای دیگری نمی نماید . پدرانی که حتی جمعه ها و روزهای تعطیل هم سرکار می روند ، کاش می دانستند که چه ظلمی می کنند هم به خود ،هم به فرزندان خود !!
کاش می دانستند فرزندانشان تشنه ی حضور گرم و صمیمی آنان هستند و راضی به این همه کار و کار و کار نیستند . کاش می دانستند "روزی" هرکس ازپیش تعیین شده است ، چه جمعه ها سرکار بروند ، چه نروند ، همانی را به دست می آورند که برایشان از قبل معین شده است . کاش این همه با سرعت نمی تاختیم و کوله باری از حسرت در آینده برای خودمان جمع نمی کردیم . کاش می دانستیم دختر و پسر کوچک ما فقط یک بار 4 ساله می شود ، فقط یکروز ، روز اول مدرسه اش می باشد . کاش شاهد بزرگ شدن فرزندمان باشیم .


پدران فراموش شده 2
