سامیار و زردی
سلام
دیشب بعداز افطار من تنهایی به خونه عمو سیامک رفتم اخه سامیار کوچولو یه خورده زردی داشت و عمو سیامک هم واسش دستگاه رو کرایه کرده بود تا زردیش خوب بشه اما یکی . دو ساعت بعداز اینکه من خونه اومده بودم عمو سیامک زنگ زد که بچه بیتابی می کنه منم ساعت ١.٥ بود کهرفتم و دیدم که اونا دمای اتاق رو به بالای ٣٠رسوندن و بچه از گرما بیتابی می کنه .خاله بهناز گفت ما نمی تونیم بچه رو خونه نگهداریم و ما هم با هم به همون بیمارستانی که رها جون خوابیده بود رفتیم و سامیار رو بستری کردیم .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سامیار و زردی
