تولد سامیار
سلام سامیار کوچولو هم دنیا اومد درست یک هفته بعد تو همون بیمارستان توسط همون دکتر . توی همون اتاق و روی همون تخت. من و مامانی ساعت ٤ روز ٤ شنبه رفتیم تا سامیار رو ببینیم وقتی وارد اتاق شدیم من حسی رو که عمو سیامک داشت رو داشتم( اخه منم یه بابای تازه وارد بودم).بگذریم دیدیم که یه پسر توپول و مپل که از سفیدی زیاد قرمز شده واسه خودش خوابیده و من هر چقدر جون دادم تا بیدارش کنم عموسیامک نذاشت .خدا هم سامیار هم رها جون و هم تمام نی نی های گل رو واسه ما نگه داره.


